همانگونه که خداوند، حتی برای قطره ای آب (در سیاره ای که سه چهارمش آب است) ماموریتی تعیین کرده، برای انسان، که خود به ساختنش افتخار میکند و وی را اشرف مخلوقات مینامد، حتما ماموریتی پیش بینی نموده است.
ما ماموریم و مسئول. هر یک از ما چنانچه به آنچه به عنوان وظیفه بر گردن ما گذاشته شده است عمل نکنیم، باید پاسخگو باشیم. البته نکته باریکی در این میان وجود دارد و آن مشخص شدن نوع ماموریت است. ممکن است من در انتخاب راه و نوع وظیفه ای که بر عهده ام گذاشته شده اشتباه کنم. اما اگر مطمئن باشم که وظیفه ام چیست و کوتاهی نمایم گناهکار خواهم بود.
در راه هدف گام برداشتن با نشاط و تمام توان وظیفه من است. رخوت و آسوده طلبی در راه انجام وظیفه، باعث نیستی او میشود. آن قطره تا زمان رسیدن به مقصد نباید از حرکت بیاستد. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
اگر انسان ماموریت و وظیفه خود را درک کرد واراده نمود که گام استوار در آن راه بردارد، بخش کوچکی از کار را انجام خواهد داد. تنها حرکت کردن از ماست و بقیه کار را نیرویی به انجام خواهد رساند که ما در آن چندان سهم بزرگی نداریم.
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد. واقعیت قضیه همین است که اگر هم اسمیدر پای کاری ماندنی به یادگار باقی است، باید آن را پاک کرد و نام عشق را نوشت که عمده کار از آن سرچشمه گرفته است.
..:: برای دیدن بقیه به
[] مراجعه کنید ::..